وبلاگ گروه پیکسل

‌راه‌کار‌هایی برای ثبت یک تصویر مینیمال!

امروزه ما بیش از هر چیز با هجوم تصاویر مختلف روبه‌رو هستیم و عکس‌هایی شلوغ و درهم‌برهم پشت سر هم در شبکه‌های اجتماعی و محیط‌های شهری، در معرض دید ما قرار می‌گیرند. در این بین عکس و عکاسی برنده است که تصاویر متفاوت و جذابی را به نمایش بگذارد. یکی از این راه‌ها گرفتن عکس‌هایی با ترکیب‌بندی ساده و مینیمالیستی است. البته این روش از عکس گرفتن به نوعی راه رفتن بر روی لبه تیغ به حساب می‌آید چرا که با کمترین المان‌های ممکن در تصویر باید به جذاب‌ترین نتیجه از لحاظ فرم و ترکیب‌بندی رسید و ممکن است عکس نهایی بسیار ساده و بی معنی به نظر برسد. در ادامه با برشمردن چند روش و نکته سعی شده این سبک از عکاسی و عکس مینیمال بیشتر مورد بررسی قرار گیرد. با پیکسل همراه باشید.

تاریخچه

هنر مینیمال یا مینیمالیسم مانند خیلی از شاخه‌های هنر جدید در دهه ۱۹۶۰ نیویورک به اوج خود رسید. این جریان هنری که پاسخی به پیچیدگی و فلسفه‌بافی‌های هنر مدرن به وجود آمد بیش از هر چیز به ساده بودن و جنبه‌های فرمی و هندسی اثر تأکید دارد. آثاری که توسط این هنرمندان خلق می‌شد به شدت انتزاعی بود و با دوری از تفسیر اثر هنری، بیشتر بر روی دریافت بصری آن توجه می‌کردند. ولی در عکاسی با توجه به اینکه عکس خود رونوشتی از واقعیت به حساب می‌آمد کمتر درگیر تئوری این جریان هنری شد. ولی تکینیک‌های این جریان، مانند ترکیب‌بندی‌ها ساده، استفاده از یک یا چند رنگ محدود و تأکید بر فرم‌های ساده، توسط خیلی از عکاسان به کار گرفته شد تا در عین سادگی، تاثیرگذاری تصاویر خود را افزایش دهند.

عکسی از مایکل کنا

 

ترکیب‌بندی

اولین و آخرین قانون عکاسی مینیمال در تعریف کلاسیک خود، رسیدن به تصویر مورد نظر در ساده‌ترین شکل ممکن است. معمولاً المان‌‌های درون تصویر با ترکیبی معین و منظم نسبت به دیگر، درون کادر قرار می‌گیرند و سوژه اصلی با اشغال کردن فضایی نه چندان زیاد، توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند. فاصله گرفتن از سوژه و استفاده از یک لنز تله می‌تواند به رسیدن به فضای مینیمالیستی در عکس کمک کند چرا که معمولاً پرسپکتیو در تصویری که این لنز‌ها ارائه می‌دهند، بسیار تخت و فشرده به نظر می‌رسند و عکس‌ها به صحنه‌های دو بعدی و خالی از عمق بسیار نزدیک می‌شوند.

مؤلفه‌ای که در عکس‌های مینیمالیستی متداول بیشتر به چشم می‌خورد، صاف بودن خطوط و ترکیب‌بندی‌های نسبتاً منظم است؛ بنابراین هنگام عکاسی و ثبت عکس‌ از طبیعت بی‌جان، همراه داشتن سه‌پایه نیز توصیه می‌شود. گاهی به کارگیری قانون یک‌سوم و قرار دادن سوژه در یک‌سوم میانی کادر نیز می‌تواند نتیجه خوبی به همراه داشته باشد.

اثری از کیارستمی

 

رنگ

یکی از دیگر پارامتر‌هایی که در عکاسی کلاسیک مینیمالیستی از اهمیت بالایی برخوردار است، به‌کارگیری دامنه محدودی از رنگ‌ها در تصویر است. در هنر مینیمالیسم اولیه، اغلب خالق عکس یا اثر با کم کردن المان‌ها و پارامتر‌های مختلف درون تصویر مانند تعداد مؤلفه‌های درون کادر و میزان رنگ‌های به کارگرفته شده تصویر را از لحاظ بصری و هندسی به ساده‌ترین فرم ممکن تقلیل می‌دادند. برای رسیدن به چنین تصاویری باید محیط اطراف خود را خوب بررسی کرد و کادر‌هایی را انتخاب کرد که رنگ‌های محدودی را به نمایش گذاشته باشد. اگر عکاسی را مانند الفبایی در نظر بگیریم که رنگ‌ها حروف آن باشند هر چه حروف کمتری به کار گرفته شود فهم کلی آن راحت‌تر خواهد بود. همین گرایش به سادگی و فهم راحت عکس‌های مینیمالیستی است که آن‌ها را از لحاظ بصری جذاب می‌کند.

عکسی از عکاس ایتالیایی، فرانکو فونتانا

نور

همان چیزی که در مورد رنگ‌ها در تصاویر مینیمالیستی صادق است در مورد نور و درجات روشنایی نیز می‌توان به کار برد. درجات روشنایی همان مقادیر مختلف روشنایی در نواحی مختلف تصویر است که مشاهده می‌شود. عکس‌هایی با کمترین درجه روشنایی همان تصاویر خطی لیت هستند که تنها از دو درجه روشنایی سیاه کامل و سفید کامل تشکیل شده است.

به‌کارگیری خطوط ممتد و المان‌های تکرارشونده در تصاویر

خطوط متوازی و متقاطع را در آثار نقاش مینیمالیست، فرانک استلا به خوبی می‌توان دید. تکرار یک المان یکی از موافه‌های فرمی بود که این هنرمند و دیگر مینیمالیست‌‌ها به کار می‌بستند. خطوط و المان‌های تکرارشونده کیفیت فرمی معمولاً قدرتمندی را به کیفیت بصری تصویر می‌بخشد. خطوط عمودی و افقی بنا به تعاریف کلاسیک معنا و حس خاصی را به اثر می‌دهد و چشم از دیدن آن‌ها لذت می‌برد.

نقاشی روی بوم، فرانک استلا

 

ادیت و تغییر تصویر

رتوش و دستکاری در ثبت عکس‌ها می‌تواند در نتیجه نهایی تأثیر کاملاً مطلوبی داشته باشد. گران‌ترین عکس فروخته شده در دنیا که توسط آندریاس گورسکی گرفته شده در نگاه اول یک عکس منظره بدون دستکاری به نظر می‌رسد. ولی جالب اینجاست که در نیمه بالایی تصویر تعدادی ساختمان بوده که با رتوش حذف شده است؛ بنابراین اگر احساس می‌کنید که هر چیزی در عکس که جالب به نظر نمی‌رسد و ممکن است ترکیب‌بندی ساده تصویر را به هم بزند، می‌توان به راحتی با نرم‌افزارهایی مانند فتوشاپ یا لایت‌روم آن را حذف کرد.

راین دو، عکسی از آندریاس گورسکی

خلاقیت و بیان فردی

خلاقیت در عکاسی به خصوص در عکاسی مینیمال که باید با کمترین المان‌ها و مؤلفه‌های ممکن، یک عکس جذاب خلق شود، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌ها به حساب می‌آید. همیشه باید در نظر داشت که چگونه با کمترین‌ها می‌توان یک عکس زیبا به ثبت رساند؛ بنابراین با تمرین زیاد و زدن شات‌های متعدد باید سعی کرد به تصاویری مبتکرانه و برگرفته از نگاه شخصی خود رسید.

3 نظرات
  1. Amin می‌گوید

    سلام خسته نباشید
    نیاز ب کمی مشاوره درزمینه دوربین دارم
    میخوام برای اولین بار دوربین dslr بگیرم انتخابم nikonD5500 ولی خب یه سری نقص ها هم داره مثل ناکارآمد بودن فوکوس خودکار ایا واقعا فوکوس خودکار مهمه؟. این دوربین نسبت به هم رده ی خودش در کنون (۷۶۰D) بهتره در کیفیت تصویر داینامیک رنج عمر باتری و بزرگتربودن سنسور تنها نقطه ضعفش همین فوکوس نه چندان دقیق خودکاره
    من بین انتخاب لنز موندم که ایا ۱۸-۵۵ afp vr رو بگیرم یا ۱۴۰-۱۸ afs در مورد این دو کیت لنز تو سایت های مختلف تحقیق کردم اما جواب سوالم رو نگرفتم لنزی رو میخوام که شارپتر و از لحاظ اپتیکی بهتر باشه هرچند هر دو کیت هستند
    خوبی لنز ۵۵-۱۸ اینه که از موتور stepping بهره میبره که صدای فوکوس رو هنگام فیلمبرداری محو میکنه از طرفی لنز ۱۴۰-۱۸ که کمی قدیمی تر و afs هست این امکان رو نداره سمپل ویدیو هایی ک دیدم کاملا صدای فوکوس و نویز در ویدیو معلوم بود
    لنز ۱۴۰-۱۸ دامنه پوشش میده و زوم بیشتری داره و به قولی لنز All in one هستش
    من نمیخوام عکاسی ماکرو کنم. بیشتر به Landscape و Portrait میخوام بپردازم که منظره لنز واید میخواد و پرتره نیاز به افکت بوکه ی عالی داره لطف کنید بین این دو لنز ب من یکی رو پیشنهاد بدید
    همینطور میخاستم بدونم یه آماتور میتونه از لنزکیت استفاده نکنه و بالافاصله با پرایم شروع کنه
    و ایا خرید نیکون ۵۵۰۰٫ با لنز ۱۴۰-۱۸ انتخاب معقولیه با قیمت حدودا سه تومن یا اینکه D7100 به صرفه تره اینم درنظر بگیرید که آماتور ام

    1. JEFRiUM می‌گوید

      اگه ویدیو زیاد میگیرید کنون بگیرید.
      در مورد لنز هم پیشنهاد میکنم برای پرتره یک لنز ۵۰mm و برای منظره لنز ۱۰-۲۰ mm رو تهیه کنید.
      لنز کیت مگاپیکسل ادراکی پایینی ارائه میده.

    2. سعید می‌گوید

      با سلام. بنده بهار امسال d5500 با یک لنز ۱۸-۱۴۰ و یک لنز پرایم ۵۰mm گرفتم و البته تازه کار بودم. فوکوس در مود اتوماتیک کل صفحه خیلی خوب نیست و اشتباه میکنه. حتی من این رو تو دوربین های خیلی پیشرفته تر و گرانتر نیکون و کانن هم دیدم. من خودم از مدل تک نقطه ای برای فوکوس استفاده میکنم که خطای خیلی کمی داره و قابل اعتماده.
      لنز پرایم ربطی به آماتور بودن نداره و برای پرتره و بوکه مناسبه. باتوجه به کراپ بودن دوربین های غیر فول فریم مثل این مدل لنز پرایم ۵۰mm خیلی کادر بسته ای بهم میده (معادل ۷۵mm) ولی لنز ۳۵mm از جهاتی بهتره و در جاهای تنگ که نمیشه فاصله تا سوژه رو زیاد کرد کاربرد بیشتری داره.
      ولی برای شروع اگر لنز همه کاره میخواین من همون ۱۸-۱۴۰ رو پیشنهاد میدم که هزینه تون زیاد نشه بعدا میتونین پرایم هم بگیرین.
      درمورد بادی من اول فکر میکردم قابلیت تاچ صفحه و اتصال بیسیم خیلی مهمه و ۵۵۰۰ رو انتخاب کردم. ولی الان بعد چند ماه بنظرم اینها قابلیت های خیلی ضروری ای نیستن و نباید زیاد بهشون اتکا کرد. تو تصمیم گیریتون این پارامترها رو زیاد در نظر نگیرین. نمیشه قاطعانه گفت ولی شاید ۷۲۰۰ بهتر باشه از ۵۵۰۰ چون بادی رده بالاتری هست با امکانات تزئنی کمتر.

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.