ملاک عکس خوب چیست؟ دیدن امری غیرعادی در امر عادی

0 164

من همواره جذب آثار دیان آربس (Diane Arbus) شده‌ام. در بازدیدهایم به اولین نمایشگاه جامع و کامل آربس درباره آثار و زندگی این هنرمند در بریتانیا، به نام افشاگری‌ها (Revelation)در موزه ویکتوریا و آلبرت، دیدگاه بدیع آربس به عکاسی به من ثابت کرد قدرت نگاه خاص او ویژگی جدا ناشدنی عکس‌هایش است.

در روزهای نزدیک به کریسمس از من خواسته شده که پاسخی به سوال «ملاک عکس خوب چیست» بدهم که فورا عکس درخت کریسمس در اتاق نشیمن، لویتاون، ۱۹۶۳ به ذهن من متبادر شد. از زمان نمایشگاه ویکتوریا و آلبرت در اواخر سال ۲۰۰۵ تا به حال خاطره این عکس کریسمس هر سال برایم زنده می‌شود. یکی از مولفه‌هایی که این عکس را خوب می‌کند این است که قدرت و معمای آن در چشم ذهن می‌ماند، وقتی خود عکس وجود ندارد آن را در ذهن خود به یاد می‌آوریم، مثل یک اتفاق همیشگی نه خاطره در حال محو شدن. یک عکس خوب بیشتر از ردپایی از واقعیت مشهود است. چیزی بیشتر از آنچه در گذشته اتفاق افتاده، همچنانکه قسمتی از حال شده‌ است.

در سال ۱۹۶۲ آربس شروع به آزمودن دوربین‌های قطع مربع کرد. این تصمیم، سبکی متمایز، جدی و کلاسیک سیاه و سفید برای او به ارمغان آورد. در سال ۱۹۶۳ و ۱۹۶۶ برای پروژه «مناسک آمریکایی، آداب و رسوم» کمک هزینه گوگنهایم را دریافت کرد که بدین‌وسیله توانست آثار شخصی‌تر خود و پیش‌طرح زبان بصری منحصر به فرد خود را بپروراند. استعداد آربس در این است که می‌تواند چیزی شگفت‌آور در معمولی‌ترین مسائل ببیند و در عین حال امری آشنا را غریب بنمایاند؛ می توانیم نظریه امر غریب فروید (Uncanny – فروید «امر غریب» را بازنمود چیزی آشنا می‌داند که پیش‌تر سرکوب شده است.) را در آثار آربس مشاهده کنیم. در عکس‌های آربس زندگی روزمره سحرآمیز است، گاهی افشاگری‌هایش تکان دهنده‌اند. واقعیت و زندگی معمولی و البته نقص شجاعانه تجلیل می شوند. سوزان سانتاگ حقیقتا به درستی عبارت لنزبی‌رحم را  درباره تناقض در تکنیک آربس به کار می‌برد.

احتمالا علاقه شخصی من به کریسمس باعث می‌شود که من هر سال به این عکس فکر کنم، زیرا این عکس جایی را نشان می‌دهد که مطمئنا دوست ندارم تعطیلاتم را در آنجا بگذرانم. حسی از تنهایی و انزوا در عکس وجود دارد، نوشته‌هایی که در مورد زندگی آربس موجود است حرف از دوره ‌ای افسردگی و انزوای او می‌زنند. این عکس از این بابت که انسانی در آن وجود ندارد جزو عکس های غیرمعمول آربس محسوب می‌شود. کریسمس را به طور طبیعی یک اتفاق خانوادگی تلقی می‌کنیم، کودکان مرکز توجه می‌شوند و خانواده در کنار یکدیگر جمع می‌شوند. در این خانه در لویتاون، به غیر از عکاس، هیچ‌کس خانه نیست. هیچ نشانی وجود ندارد که اتفاقی قرار است بیافتد. عکس آربس پر از رکود و رخوت است.

درخت کریسمس بزرگی که در گوشه اتاق فرو رفته است با کادوهایی که با آراستگی کادوپیچی و چیده شده‌اند، احاطه شده است. در این اتاق خالی و نامطبوع، فرشی ملال‌آور پهن شده است. اتاق جزئیات فراوان دارد. در گوشه دیگر اتاق نیز تلوزیون، اگرچه نه بسیار اما به طور نمادین، اهمیت دارد. مصرف‌گرایی و تولید انبوه در دهه ۶۰ آمریکا هم از درون‌مایه های عکس هستند. حباب آباژور هنوز با روکشی که هنگام خرید بر روی آن قرار داشته در کنار مبل خودنمایی می‌کند که نشان از نو بودن و پاکیزگی دارد. این اتاق در لویتاون، در حومه لانگ آیلند، جایی که اسمش را از «لویت و پسران Levitt and Sons» به ارث برده قرار دارد. شرکت ساختمانی که به انبوه‌سازی و ساخت سریع خانه بعد از جنگ می‌پرداخت.

در کتاب «دیان آربوس: ویژه نگاشت اپرچر» (Diane Arbus: An Aperture Monograph) که در ۱۹۷۲ منتشر شد، آربس در ارتباط با تواناییش در آشکار ساختن عناصر پنهان و نامانوس زندگی در عکس‌ها می‌گوید:

«من شدیدا احساس می‌کنم در مواردی مشکلاتی با طبیعت چیزها دارم. این مسئله برای من خیلی ظریف و کمی خجالت‌آور است، اما باور دارم چیزهایی هست که هیچ کس نمی‌تواند آن را ببیند، مگر من از آنها عکس بگیرم.»

آربس علاقه داشت که از آدم های خارق‌العاده و عجیب، نیویورک و اطراف آن عکاسی کند تا تاریخ فرهنگی عصر خودش و خیابان‌های محل تولدش را تصویر کند. او بدون دستورالعملی از پیش طرح شده خود را وقف عکاسی و امکانات بیانی‌اش کرده بود. به نظر می‌رسد مهارت او ناشی از غریزه‌اش باشد که می‌داند چگونه یک عکس را ثبت کند، ترکیب‌بندی هایش گاهی خام‌دستانه است، اما همین ترکیب‌بندی، آنها را اغواگر می‌کند.

آربس در پورتفولیوی خودش به نام جعبه ده عکس (Box of Ten Photographs)، که شامل ده عدد از عکس‌هایش که به نظرش به بهترین شکل عکاسیش را نمایندگی می‌کند عکس درخت کریسمس در اتاق نشیمن را قرار داده است. این عکس‌های غیرعادی آربس، ما را وادار می کنند به آنها توجه کنیم و این عجیب بودگی‌شان همواره مرا به خود جذب می‌کند.

منبع: akskhsnek
ترجمه: امیر کردونی

نظرات

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.